کورسوی ژورنالیسم

اعتماد: چند روز دیگر نمایشگاه مطبوعات شروع می‌شود. در واقع این چیزی که هر ساله در مصلای تهران برگزار می‌شود، اسمش نمایشگاه است وگرنه با مفهوم و مصداق «نمایشگاه» فاصله بسیار دارد. خودزنی نمی‌کنم و مطبوعات را -خدایی نکرده- خوار و ذلیل نمی‌کنم. عرضم این است که مطبوعات بندگان خدا چیز زیادی برای عرضه در نمایشگاه ندارند. نه پیشرفت فوق‌العاده‌ای کرده‌اند، نه به جای ویژه و موقعیت ممتازی رسیده‌اند و نه تغییری در کم و کیف‌شان اتفاق افتاده. چرا؛ از این جهت که تیراژشان به حداقل رسیده و بازارشان کساد شده و رونقشان مطلقاً از بین رفته و دچار تغییر و تحول شده‌اند اما چیزی که به آن ترقی و رشد و توسعه می‌گویند برای هر که اتفاق افتاده باشد، برای اینها اتفاق نیفتاده. دیالوگ معروف آژانس شیشه‌ای را به یاد دارید؟ می‌گفت قبل از جنگ سر زمین کار می‌کردم با تراکتور، بعد از جنگ کار می‌کنم بی‌تراکتور. وضع و حال ما هم همین است. شاید به دوستانم بربخورد اما جای برخوردن ندارد. وضع و حال مطبوعات -حقیقتاً- جایی برای برخوردن نگذاشته. با این حال اگر چه در این حرفه شام و ناهاری نمانده اما آفتابه‌لگن تا دل‌تان بخواهد هست. نان نداریم بخوریم، پیاز می‌خوریم که اشتهای‌مان باز شود. در کار و بار اولیه خود مانده‌ایم، اما به جاش نمایشگاه داریم، دعواهای صنفی داریم، مدعی داریم، پیشکسوت داریم، بدخواه داریم و... مردم دنیا از جایی و از چیزی نمایشگاه می‌گذارند که قابلیت به نمایش درآمدن داشته باشد. مثلاً اختراعات جدید و دستاوردهای جدید و اتفاقات و ابداعات جدیدشان را به نمایش می‌گذارند تا بقیه بیایند و ببینند و تحت تأثیر قرار بگیرند. نمایشگاه مصالح ساختمانی معنی دارد برای اینکه هر ساله کلی محصول جدید ساخته می‌شود و به بازار می‌آید. اگر به نمایشگاه‌شان نروید دست‌تان نمی‌آید که کاشی، سرامیک‌های جدید چه قابلیتی دارند. در نمایشگاه لوازم خانگی و مبلمان هم همینطور است. تازه در نمایشگاه است که می‌فهمیم چه محصولات جدیدی وارد بازار شده‌اند. اما بر همین قیاس آیا در مطبوعات هم اتفاقی افتاده که مایل باشیم برای دیگران به نمایش بگذاریم؟ آیا دستاوردی داریم که از مردم بخواهیم بیایند ببینند و برای‌مان دست بزنند؟ شاید اگر می‌توانستیم برای گیر و گرفتاری‌های‌مان مابه‌ازای تصویری بسازم بد نبود. اگر می‌توانستیم بعضی از معضلات جدی‌مان را در ویترین بگذاریم و به بازدیدکننده‌ها نشان دهیم چیز خوبی از کار درمی‌آمد. بانمک می‌شد که مردم می‌آمدند و از نزدیک می‌فهمیدند که چه بلایی سر مطبوعات آمده. همین که می‌شد نشان داد چه افرادی به چه دلایلی از این حرفه بیرون رفته‌اند و دیگر پشت سرشان را نگاه نکرده‌اند، چیز جالبی می‌شد... اما نمی‌شود. می‌دانیم که نمی‌شود و ما چاره‌ای نداریم جز اینکه برگشتی‌های تلنبار شده‌مان را روی پیشخوان بگذاریم و نصف قیمت بفروشیم‌شان. ما که نمایشگاه مطبوعات برگزار نمی‌کنیم؛ ما فروشگاه دوره‌ای (سالانه) مطبوعات برگزار می‌کنیم و به زبان بی‌زبانی از مردم می‌خواهیم که بیایند و قدری از بارمان را سبک کنند... بعضی‌ها کارشان این است که به نمایشگاه‌های مختلف می‌روند و اشانتیون جمع می‌کنند. دیده‌ام که می‌گویم. هر نمایشگاهی باشد، با ربط و بی‌ربط می‌روند و کیسه‌شان را از خودکار و فلش مموری و کاتالوگ‌های تبلیغاتی پر می‌کنند. نمی‌دانم به چه دردشان می‌خورد اما می‌دانم که بعضی‌ها عادت جمع‌آوری ادوات تبلیغاتی دارند. این‌ها بندگان خدا هربار که با چنین توقعی به نمایشگاه مطبوعات می‌آیند رکب می‌خورند و حال‌شان گرفته می‌شود. به هزار امید می‌آیند و به دیوار سفت مجله، روزنامه‌ها می‌خورند و برمی‌گردند. مطبوعات اگر پول تبلیغات داشتند که حال و روزشان این نبود. لذا آنها که تصورشان از نمایشگاه تصور نمایشگاه صنعت حمل و نقل یا لوازم آشپزخانه و آشپزی است، بی‌خود وقت‌شان را تلف نکنند و به نمایشگاه مطبوعات نروند. در عوض خواهشم این است که روزنامه‌خوان‌های قدیمی و مجله‌خوان‌های حرفه‌ای هر طوری شده به نمایشگاه بروند و کمک کنند که کورسوی ژورنالیسم کماکان روشن بماند. به خصوص آنها که به جهت اشتغال به دنیای مجازی عادت خواندن را ترک کرده‌اند خوب است که به خود بیایند و نگذارند که این صنعت به یکباره فراموش شود. این نمایشگاه هم مثل دوره‌های قبل می‌آید و می‌رود و می‌گذرد... حیف است. بیاییم این را تبدیل کنیم به نهضتی که عادت‌های خواندن را احیا کند و آن وسوسه خوشایند همراهی با مطبوعات را مجدداً به جانمان بیندازد. این نمایشگاه می‌تواند تبدیل به فرصتی شود که مطبوعات را از این وضع فلاکت‌بار بیرون بیاوریم و چراغ روشنفکری را از نو روشن کنیم... اتفاقاً خواهشم از همه نویسندگان و روزنامه‌نگاران و اهالی مطبوعات این است که کاری کنند نمایشگاه امسال با همیشه فرق کند و جان و محتوایی تازه بیابد.

 

 

 

طراحی سایت : وب نگاران پارسه