داستان جالب عکس «چه گوارا» و عکاس آن

عکس آلبرتو کوردا، عکاس کوبایی از چه گوارا روی پوسترها، تی‌شرت‌ها، پوشک‌بچه، کارت‌های بازی و تقریبا هر چیز قابل‌تصوری به تصویر کشیده شده است. امروز پس از گذشت ۵۰سال تصویر «چه» همچنان پرطرفدار است و خریدار دارد.
ریچارد کسل در بریسبین تایمز نوشته است «وقتی در خیابان برانزویک یا چپل (در بریسبین) قدم می‌زنید، به راحتی فکر می‌کنید چه گوارا تنها مرد زیر ۴۰سال بود که هیچ‌وقت تی‌شرتی با طرح چه گوارا نپوشیده است.»
قطعا این باید باعث شهرت و پولدارشدن کوردا می‌شد اما نشد. او برای مدت‌طولانی فراموش‌شده بود. سیر چشمگیر عکس «چه» گذری از آب‌های گل‌آلود کمونیسم و کاپیتالیسم است.
عکاس
آلبرتو دیاز گوتیرز سال ۱۹۲۸ در هاوانا به دنیا آمد و به‌عنوان دستیار یک آتلیه عکاسی از عروسی‌ها، غسل تعمیدها و مراسم عزاداری آموزش دید. در ۱۹۵۳ آتلیه خود را تأسیس کرد و نامش را به آلبرتو کوردا تغییر داد. در طی چندسال آتلیه کوردا بهترین آتلیه عکاسی مد در کوبا به شمار می‌رفت. کوردا بعدها اعتراف کرد که عکاسی مد را انتخاب کرده، چون هدف اصلی‌اش «آشنایی با زنان بوده است.»
سال ۱۹۵۹موفقیت کوردا در عکاسی مد پایان غیرمنتظره‌ای داشت، همان‌طور که خودش می‌گوید «نزدیک ۳۰سالگی یک اتفاق استثنایی به نام انقلاب کوبا زندگی بدون هدفم را دگرگون کرد». ژانویه همان سال فیدل کاسترو و ارنستو چه‌گوارا پیروزمندانه به هاوانا وارد شدند و با ورود خود٬ کوردای عکاس مد به عکاس انقلاب و دوست کاسترو تبدیل شد.
لحظه
عکس «چه» در روز ۵ مارس ۱۹۶۰ در یک مراسم خاکسپاری ۱۳۶ نفر که در یک کشتی فرانسوی حامل مهمات به هاوانا خراب و منفجر شده بود، گرفته شد. جمعیت به کوچه‌های هاوانا سرازیر شدند و کوردا هم که برای روزنامه «انقلاب» کار می‌کرد آن‌جا حضور داشت. همان‌طور که سخنرانی کاسترو زمزمه می‌شد، کوردا به سکوی سخنرانان نزدیک شد. در کنار کاسترو دیگر رهبران انقلاب، نویسندگان فرانسوی ژان پل‌سارتر و سیمون دوبوار و البته «چه» حضور داشتند. وقتی کوردا به سکو نزدیک شد،  متوجه شد «چه» که روی صحنه عقب‌تر ایستاده بود، جلو آمده. کوردا می‌گوید « نگاه خیره او به جمعیت خیابان بیست‌وسوم را به یاد دارم». او که به سکو زل زده بود، تحت‌تأثیر حالت چهره گوارا که به قول او «کینه‌توزی مطلق» همچنین خشم و درد را نشان می‌داد، قرار گرفته بود. کوردا با یک دوربین لایکا ام۲ با فیلم اکس-پلاس و با یک لنز ۹۰ میلی‌متری تله فوتو عکاسی می‌کرد. او توانست قبل از آن‌که «چه» به عقب برود، دوعکس بگیرد؛ یکی عمودی و یکی افقی.
وقتی کوردا به آتلیه‌اش بازگشت٬ فیلم را ظاهر کرد و برای روزنامه «انقلاب» تعدادی چاپ کرد. دور عکس «چه» را برید تا عوامل اضافی را حذف کند و به یک پرتره عمودی تبدیل شود.
از قضا، روزنامه از عکس «چه» استفاده نکرد و به جای آن عکسی از کاسترو در کنار سارتر و دوبوار را انتخاب کرد. سال‌ها گذشت و آن عکس بر دیوار آتلیه کوردا محو شد، اگرچه او به‌عنوان هدیه چندتایی برای دوستانش چاپ کرد.
علت «همگانی‌شدن» آن
اوایل ۱۹۶۷ یک روز که ناشر ایتالیایی، جیانجاکومو فلترینلی با یک نامه از دولت کوبا نزد کوردا آمد تا از او برای پیداکردن پرتره‌ای از «چه» کمک بگیرد، کوردا به عکس روی دیوار آتلیه اشاره کرد و گفت این بهترین عکسی است که تا به حال از «چه» گرفته شده. فلترینلی دو قاب سفارش داد و فردای آن روز موقع تحویل آنها، کوردا گفت فلترینلی به‌عنوان دوست روزنامه انقلاب لازم نیست مبلغی پرداخت کند.
براساس گفته‌ها، از این‌جا به بعد با همگانی‌شدن این دو نسخه چاپی همه چیز عجیب‌وغریب شد. ابتدا، در آگوست ۱۹۶۷ عکس به‌صورت اسرارآمیزی در مجله پاریس مچ در مقاله‌ای با تیتر «چریکی‌ها» بدون ذکر نام عکاس ظاهر شد. هیچ‌کس تا به امروز نمی‌داند چگونه مجله به آن دست پیدا کرده است. بعد در همان زمان، یک هنرمند ایرلندی به نام جیم فیتزپاتریک از این عکس به‌عنوان مدل برای یک پوستر رنگی استفاده کرد. فیتزپاتریک ادعا می‌کند عکس را از یک گروه آنارشیست هلندی به نام «پرووُها» دریافت کرده که به گفته‌شان از سارتر گرفته‌اند.
نقطه اوج
اما نقطه اوج عکس در اکتبر ۱۹۶۷، زمانی اتفاق افتاد که «چه» در بولیوی اعدام شد. ناگهان تظاهرات‌هایی برای سرکوب کشتار در دنیا برگزار شد و فلترینلی هزاران پوستر «چه» را چاپ کرد و به معترضان فروخت. حالا عکس «چریک قهرمان» نام دارد و بعد از آن درسال ۱۹۶۸ در تابلوهای تبلیغاتی مترو نیویورک به‌عنوان اثر نقاشی پل دیویس برای تبلیغ نسخه فوریه مجله اورگرین ریوو دیده شد.
چون فیدل، کنوانسیون برن برای حمایت از آثار ادبی و هنری را تأیید یا امضا نکرد، بنابراین نه کوردا و نه خانواده گوارا از بیلیون‌ها بازچاپ آن عکس هیچ درآمدی نداشتند. بدون حق تکثیر، هر کسی می‌تواند از آن استفاده کند و هرچه بیشتر دیده می‌شد، بیشتر استفاده می‌شد. یکی از نویسندگان نیویورک‌تایمز در مقاله‌ای نوشته که عکس حتی روی ساعت‌های سواچ استفاده شد، گروه‌های راک روی آلبوم‌ها و کنسرت‌هایشان چاپ کردند، دانشگاه یوسی‌ال‌ای ۲۰۰ پوستر از چه‌گوارا به نمایش گذاشت و...
سال ۲۰۰۰ کوردا «به‌عنوان حامی آرمان‌هایی که چه‌گوارا به خاطرشان جان داد» از شرکت اسمیرنوف برای استفاده از عکس در تبلیغاتش شکایت کرد که من با تجدید چاپ توسط کسانی که می‌خواهند یاد او و عدالت اجتماعی را در سراسر دنیا زنده نگه‌دارند، مخالف نیستم اما مطلقا با استفاده از چهره او برای ترویج محصولاتی مانند الکل یا هر هدفی که شهرت «چه» را بدنام کند، مخالفم.
کوردا در توافقی خارج از دادگاه مبلغ ۵۰هزار دلار دریافت کرد که به وزارت بهداشت و درمان کوبا اهدا کرد. کوردا گفت اگر «چه» هنوز زنده بود، او هم همین کار را می‌کرد. اما این پرونده ثابت کرد که کوردا هیچ کنترلی بر عکس «چه» و استفاده‌های آن ندارد.
 اگرچه این عکس با استفاده‌های تمام‌نشدنی برای اهداف اجتماعی و تجاری تبدیل به یک تصویر گرافیکی شده و کمابیش فردیت خود را از دست داده، با این حال فراگیری جهانی هم پیدا کرده است.
جهت دوربین کمی از پایین به سمت «چه» است که به دوردست نگاه می‌کند؛ کوردا تصویر مرد اول هالیوود را ثبت کرده است. تناسب کامل با سوژه، همان‌طور که لارنس آزبورن در نیویورک آبزرور گفت «چه، مانند یک ستاره راک، انقلابی بود و کوردای عکاس مد به صورت غریزی آن را احساس و ثبت کرد.»
معنای گمشده یا نه؟
امروزه تعداد انگشت‌شماری از کسانی که لباس‌های «چه» را می‌پوشند یا کالاهایی مزین به عکس او را دارند، از هویت او اطلاع دارند، چه برسد به این‌که بدانند کوردا عکاس آن بوده است. انقلاب «چه» به تاریخ پیوسته است، کمونیسم تقریبا از بین رفته و برای بیشتر مردم امروز، کوبا یکی از جزایر اقیانوس اطلس است. عکس ارتباط با زمان و موقعیتش را از دست داده است و همان‌گونه که درل کتوری، نماینده کوردا می‌گوید «عکسی از یک مرد جوان خوش‌تیپ است».
آن مرد جوان خوش‌تیپ یک ویژگی اسطوره‌ای دارد که بسیار جالب است. کلاهش پیوند او با مردی معمولی است، نگاه دوردست او به تصاویر بودا یا مسیح کم‌شباهت نیست. جالب این‌جاست که دخترش آلیدا گفته برخلاف «استثمار همگانی» عکس به‌عنوان مانیفستی برای مد باعث خوشحالی پدر انقلابی‌اش می‌شده است. «او احتمالا از دیدن صورتش بر تن جوانان خوشحال می‌شد.»
آلبرتو کوردا، کسی که این عکس نمادین را گرفت بر اثر سکته‌قلبی در ۲۰۰۱  در زمان برپایی نمایشگاهی از عکس‌هایش در پاریس از دنیا رفت. او در هاوانا به خاک سپرده شد.

منبع : Imaging Resource- پایگاه اطلاعرسانی شهر کتاب

برگردان یاسمن طاهریان

 

 

طراحی سایت : وب نگاران پارسه