برای سالمرگ نزار قبانی / ˝عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است˝

شنبه 30 آوریل سالروز درگذشت شاعر شهیر سوری، نزار قبانی است.

سرویس فرهنگ و ادبیات هنرآنلاین: نزار قبانی، شاعر عرب زبان در 21 مارس سال 1922 در دمشق بدنیا آمد. او در 21 سالگی نخستین کتاب خود به نام "آن زن سبزه به من گفت..." را منتشر کرد که چاپ این کتاب در سوریه غوغایی به پا کرد.

بسیاری او و شعرهایش را تکفیر کردند و از همان هنگام لقب شاعر زن یا شاعر طبقه مخملی را به او نسبت دادند.

قبانی دلسرد نشد و ار آن پس کتاب‌هایی مثل "سامبا"، "عشق من"، "نقاشی با کلمات"، "با تو پیمان بسته‌ام ای آزادی"، "جمهوری در اتوبوس"،"صد نامه عاشقانه"، "شعر چراغ سبزی‌ ست"، "نه"، "بلقیس" و چندین کتاب دیگر را منتشر کرد.

اکثر شعرهای قبانی در ستایش عشق دفاع از حقوق زنان لگد مال شده عرب است.او یک تنه در مقابل دگم اندیشی جامعه عرب به پا خواست، زبان کوچه و فاخر را با هم درآمیخت و لحنی تازه در شعر پدید آورد.

در ۱۹۴۴از دانشکده حقوق در دمشق فارغ‌التحصیل و در وزارت خارجه سوریه به کار مشغول شد؛ در شهرهای: قاهره، لندن، بیروت و مادرید خدمت کرد و پس از وحدت مصر و سوریه سفیر این جمهوری متحده در چین شد. در ۱۹۶۶ کار دیپلماسی را رها کرد و فقط به شعر پرداخت. با شکست و عقب‎نشینی۱۹۶۷اعراب در مسئله فلسطین، از شعر عاشقانه به شعرسیاسی و شعر مقاومت روی‎آورد. خودکشی خواهرش در ناکامی عاشقانه(۱۹۳۸)، مرگ پسر نوجوانش به بیماری قلبی، کشته‎شدن همسرش بلقیس‎الراوی در بمب‎گذاری سفارت عراق(۱۹۸۱در بیروت)، بر شعرش اثر گذاشت." (بر گرفته از پشت جلد کتاب "نزار قبانی، عاشقانه سرای بی همتا" مترجم رضا طاهری)

هنگامی که ۱۵ ساله بود خواهر ۲۵ ساله‌اش به علت مخالفتش با ازدواج با مردی که به او تحمیل شده بود، خودکشی کرد. در حین مراسم خاکسپاری خواهرش تصمیم گرفت که با شرایط اجتماعی که او آن را مسبب قتل خواهرش می‌دانست بجنگد. نزار قبانی دانش‌آموخته دانشگاه دمشق بود.

او به زبان‌های فرانسه، انگلیسی و اسپانیولی نیز مسلط بود و مدت بیست سال در دستگاه دیپلماسی سوریه خدمت کرد. هنگامی که از او پرسیده می‌شد که آیا او یک انقلابی است، در پاسخ می‌گفت: "عشق در جهان عرب مانند یک اسیر و برده است و من می‌خواهم که آن را آزاد کنم. من می‌خواهم روح و جسم عرب را با شعرهایم آزاد کنم. روابط بین زنان و مردان در جهان ما درست نیست."

نزار در کتاب داستان من و شعر می‌نویسد: "بیشتر اشعارم را به سفر مدیونم اگر مانند میخ خیمه در خاک وطنم فرو مانده بودم چهره شعرم به چه حالتی درمی‎آمد." و "ازدمشق دور افتادم. زبان‎های دیگری آموختم. اما الفبای دمشقی‎ام چسبیده به انگشتان، گلو و جامه‎هایم. همان کودکی ماندم که آن‎چه در باغچه‎های دمشق از نعناع، نیلوفر و نسترن بود، هنوز در کیف دستی خود دارد. در هر مهمان‎خانه جهان که رفتم دمشق را با خود بردم و با او روی یک تخت خوابیدم."

بخشی از شعرهای نزارقبانی برای همسرش بلقیس الراوی سروده شده است.

بلقیس‎الراوی/ بلقیس‎الراوی/ بلقیس‎الراوی / ضربآهنگ نامش را دوست داشتم/ پناه می‌جستم به نواختنش
و می‌هراسیدم از چسبانیدن نام او به نام خودم/ چون وحشت از گل‎آلود کردن آب دریاچه و ناساز کردن سمفونی‌ای زیبا

موسی بیدج، موسی اسوار، احمد پوری و مهدی سرحدی از مترجمانی هستند كه تاكنون نسبت به ترجمه‌ بخشی از آثار نزار به فارسی اقدام كرده‌اند.

 

 

طراحی سایت : وب نگاران پارسه